تبلیغات

ابزار وبمستر

بهترین وب سفارشی پونی و انیمه - داستــان در یاد داشت ~ فصـل اول - قسـمت چهارم

メニュー


こんにちは皆
お元気ですか ?
私に従ってください
ありがとう

Home subject My link page

見る

今日 : ^^
昨日 : ^^
すべて : ^^
今月 : ^^
先月 : ^^




HTML5 Audio Player

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

デザイナー

Designer: Taranome Mitsuba
 داستــان در یاد داشت ~ فصـل اول - قسـمت چهارم
دوشنبه 8 مرداد 1397 × 09:47 ق.ظ    

http://www.upsara.com/images/4p2s_yyyyyyyyyyy.png


بپـــــــــــــــر ادامه ...



زنـگ تفریح رو که تو مدرسه زدنــــــــــ ...

آنجی محکم دست شـینوا رو گرفت و پرید بیرون کلاس (درواقع رفت بیرونه کلاس)

منم که حسودیـــــــــم میشد پریدم رو کمر آنجی و انداختمش زمینــ ^^

بعد مثه نکو ای ک غذارو از نکو دیه دزدیده دست شینوا رو گرفـتم و با تمام سرعت رفتم به حیاط مدرســه 

شینوا که شکه شده بود گف : نانی سان ده یو ؟

یعنی داری چیکار میکنی ؟

منم گفتم : کاره وا هاجیمه ماشتا !

یعنی اون شروع کرد

بدبخت شینوا واسش حرف نموند

منم گفتم که باهم بریم تو حیاط ؟ و اونم قبول کـرد

رفتیم اول کنار آب سرد کن آخه من تشنم بود

شینوا هم یکم آب خورد

منم که مسخره بازیم گل کرده بود به اندازه یه پارچ آب . آب ریختم رو شینوا

کله یونیفرمش خیس شد !

منم تا خورد خندیدم ^^

گفت : سونو یونی ؟ ماچی ...

یعنی : اینجوری ؟ صبر کن ...

تقریبا دو برابر من دستشو پر کرد !!!

تا عقلم اومد سر جاش آبرو ریخته بود

منم قیافم طوری بود که انگار از حموم در اومدم

کلی با هم خندیدیم و بعدشم غصه خوردیم /:

حالا چرا ؟

چون الان سنسی میاد تو کلاس و ماهم انگار تازه دوش گرفتیم /:

حالا چی کنیم ؟

اگه نمیرفتیم کلاس بیشتر دعوا میشدیم یا اگه خیسه آب بریم کلاس ؟

نتیجه گـــــرفتیم که این زنگ نریم کلاس تا دعوا نشیم که چرا خیسه آبیم

نتیجه گرفتیم که زنگ بعد کـــــه رفتیم تو کلاس به سنسی بگیم که دستشویی بودیم و شینوا یهو حالش بد شد !

شینوا گفت : ایه ایه ایــــــــــــــــــــــــــــه

یعنی : نه نه نــــــــــــــــــــــــــــه

حق با اون بود

این اصـــــــــــلا فکر خوبی نبــــــــود

تازه خیلی هم مضخرف بود

شینوا که فکر درسـش بود گفت : کاره نو سابه ته نو شوگای وا آناتا دس

تقریبا اگه بخوام خلاصه بگم یعنی : همش تقصیر توهه

منم گفتم : داره دسکا ؟ واتاشی ؟

یعنی :  کی ؟  من ؟

گفت : های ... آناتا

یعنی بله تو

گفتم : نازه دسکا یعنی چرا

اونم به ژاپنی گفت که :  بخاطر اینکه تو منو خیس کردی

منم گفتم : ولی خواستم باهات شوخی کنم

ولـــــی اون قبول نکرد

و باهام قهر کرد و بعد رفـــــــت زیر درخت نشست و گریه کرد ):

منم خواســــــــتم برم دلداریش بدم ولی گفتم با خودم که اصلا به من چه /:

ولی یه حسی بهم میگفت که گناهداره

ولی خودم قبول نمیکردم

پیشش نرفتم

تقریبا یک ساعت گذشت که منو شینوا بیرون بودیم و هنوز زنگ کلاس نخورد چون کلاس های ما دوساعت دو ساعته

منم سرم بدجور درد میکرد

نه سردرد

بلکه بخـــــاطر شینوا

ولی به غرورم قلبه نکردم که برم پیششــــــــــــ

2 ساعت دیگه هم گذشت

وقتی زنگ تفریح خورد بدو بدو بعد از اینکه سنسی از کلاس خارج شد من مخفیانه رفتم تو کلاســـــــــــــ (:

با خودم گفتم پس شینوا چی ؟

ولی باز به غرورم قلبه نکردم و گفتم که اصلا به من چــــــــه


ادامه دارد ...



   
ترنم میتسوبا ×comment()